دوستی حادثه است و جدایی قانون ... بیایید ما و شما .. حادثه آفرینان و قانون شکنان باشیم . <* ستاره های آسمان *>

 
* ستاره های آسمان *
 
 

 

خواب‌ فرشته‌ها تكه‌تكه‌ شد

 
 

خدايا فرشته‌ها بغض‌ كرده‌اند، فرشته‌ها اشك‌ مي‌ريزند، فرشته‌ها عزادارند
 
خدايا زمينت‌ لرزيد و آسمانت‌ آوار شد روي‌سرفرشته‌ها.فرشته‌هايي‌با پاهايی
 
‌كوچك، فرشته‌هايي‌ با دست‌هايي‌ كه‌ بوي‌ مشق‌شب‌ مي‌داد.
 
فرشته‌هايي‌ با موهاي‌ كوتاه‌ فرفري‌ولبخندهاي‌نازك‌قيطاني.خدايافرشته‌هايت
 
خوابيده‌ بودند زير ملحفه ‌هاي‌ چيت‌ گُل‌گُلی‌ و خواب‌ مي‌ديدند؛ خوابي‌ كه
 
هيچ‌ وقت‌ تعبير نخواهد شد.

خدايا زمينت‌ لرزيد و خواب‌ فرشته‌ها تكه‌تكه‌ شد. تُنگ‌ آرزوهاي‌ كوچكشان‌
 
شكست،بال‌هايشان‌ زير ديوار جا ماند و قلب‌هايشان‌ زير خشت‌ها خون
 
‌شد.خدايا فرشته‌ها ديگر خانه‌ ندارند، خانه‌شان‌ ديگر نشاني‌ ندارد. نشاني‌اش‌
 
را ديگر كسي‌ جز تو بلد نيست.

خدايا فرشته‌ها مادر ندارند، فرشته‌ها خواهر و برادر ندارند، فرشته‌ها به‌ جزتو
 
كسی‌را ندارند. خدايا فرشته‌ها مي‌ترسند، فرشته‌ها گريه‌ مي‌كنند،فرشته‌ها
 
سردشان‌است.

خدايا اشك‌ فرشته‌هايت‌ را پاك‌ مي‌كني؟ در آغوششان ميگيری و نوازششان
 
می کنی ؟ 
 
خدايا آيا كمي‌ خورشيد توي‌ جيبشان‌ مي‌ريزي‌ و قدري‌ آفتاب‌ توی
 
قلبشان؟خدايا فرشته‌ها درد دارند،فرشته‌هازخمي‌اند،فرشته‌بالشان‌شكسته
 
٬ فرشته‌ها نفس‌ نمي‌كشند.خدايا دردشان‌ را دوا مي‌كني‌ و زخمشان‌ را
 
مداوا؟ خدايا بال‌هاي‌شكسته‌شان‌ را مي‌بندي‌ و از نفست‌ كمي‌ به‌ آنها قرض
 
‌مي‌دهي؟
 
خدايا فرشته‌ها بغض‌ كرده‌اند، فرشته‌ها اشك‌ مي‌ريزند،فرشته‌هاعزادارند.اما
 
بگو خدايا، دوباره‌ روزي‌ فرشته‌هاي‌ كوچكت‌ خواهند خنديد؟آيادوباره‌فرفره‌های
 
اميد را فوت‌ خواهند كرد؟ آيا دوباره‌ روزي‌ به‌ دنبال‌ قاصدك‌های
 
خوش‌خبرخواهند دويد؟
 
 
 
با تشکر : سنا
 
 
 



لینک نوشته

 
 
 
 
 

ولادت عشق

 

 

 

 حرم، يک امنيت بي کران است. وقتي که عزم زيارت مي کني، باپاي دل و با همه ي عشق به زيارت ستاره ي هشتم نائل مي شوي.

 زبانت به عطر سلام معطر مي شود. اولين قدم را که بر ميداري پاي در دنيايي ديگر مي گذاري، اين جا با همه جا فرق ميکند. حرم، چون دريا بي کران است و چون اشک زلال. آب و هواي اين سرزمين ملکوتي است. آبشاران اميد، از چشمه ساران ضريح مي جوشد و تا دل اميدوارت امتداد مي يابد و تو، غرق در لحظه ها گام بر مي داري. براي احترام، کفش از پا بر مي کشي و پاي از تعلقات بر مي داري.اين جا يک گام به منزل نزديکتر شده اي .

 

 پاي کوبان تا امتداد وصل هروله مي کني. وارد ايوان آينه ميشوي. به تعداد ثانيه ها تصويرت در آينه هويدا مي شود. مي تواني شکستگي خود را در آينه هاي کوچک و بزرگ اينجا به تماشا بنشيني.

 

 اذن دخول مي طلبي، آنها آنقدر کريم اند که با درخشش اولين اشک در ديدگانت پذيرايت خواهند شد. اصلاً اين اشک مجوزورود توست. اذن دخول را که خواندي، گردنبند تسبيح را به گريبان دلت آويخته اي.

 

 جذبه اي تو را به سمت خود مي کشاند، در اين ازدحام جمعيت،کسي راه را برايت مي گشايد، از خود بي خود ميشوي.

 دروازه اي به سويت مي گشايند، در را مي بوسي و باز هم به ذکر سلام معطر مي شوي، اينجا بهشت است. اگر خوب گوش بسپاري و آماده باشي، صدايي از جنس نغمه هاي آسماني سلامت را پاسخ مي دهد.

 

 در شبستان حرم، ستاره اي روشن تر از خورشيد در مرکز اين آسمان مي درخشد، محو ترنم شيدايي آن مي شوي.خوب دقت کن، کسي تو را به سمت خود مي خواند، کسي دستانت را مي گيرد و تا کنار ضريح مي آورد و بر مشبکهای ضريح دخيل مي بندد. اکنون چشمانت آينه کاري شده است.زيارتنامه را زمزمه مي کني. زيارتنامه چشمه ساران زمزمه است که جان عطشناکت را سيراب مي کند و روح خسته ات را رمق مي بخشد.

گل بوسه اي بر ضريح حک مي کني. دلت حاجتش را گرفته است

اما نمي خواهد از حرم دل بر دارد. تمام جانت تمناي اين را دارد که در اين خلسه ي آسماني بماني و عاشقانه مي سرايي: «السلام عليکم يا اهل بيت النبوه»  «السلام عليک يا علي ابن موسي الرضا»

 تو، در حج دل نيازمندت مولاي غريب قريب را مي خواني و در آشيانه ي آل محمد(ص) بر فرزندش مهدي سلام مي کنی والتماس مي کني که: «اللهم عجل لوليک الفرج» و دلت، بهاري ترين لحظات خود را مي گذراند.

 

براي کبوتر دلت دانه ي عشق مي پاشي و به او قول مي دهي که هيچگاه آن را از ضريح دلباختگي جدا نکني.به اميد آنکه آخرين زيارتت نباشد، از حرم خارج مي شوي، اما دلت را در حريم جانان، جا گذاشته اي.

 

 

                           

 

 Roseزيارتت قبول Rose
 
 

 

 
 سنا و هانيه
 
 
 
 
 


 


 
لینک نوشته

 
کلک خیال انگیز
آستان جانان
استاد شجریان
هزار دستان
شجر
اشک مهتاب
همايون شجريان
نواي سياوش
ايثار
تنفس صبح
آسمون آبی خدا
كوچه هاي دل
جام دل
مسافر كوي دوست
کلویورت17
دوست من
خرابات
روز مرگيهاي من
و خدايي كه در اين نزديكي است
آسماني
تزكيه روح
دختر ایران زمین
عشق را بنیاد بر ناکامی است
گره کور
درنای مهاجر
شب های پر ستاره
شب نیلوفری
مرکز فرهنگی شهید آوینی
خاطراتچی
من متولد ماه مهرم
جناب کارگردان
دریچه ای به سوی ملکوت
شمیم ظهور
در اوج تنهایی
علی ولی الله
عشق است خداوند
ترانسفورماتور
بانوی آسمان
بی برگ
حاج حمید
انسان تنها
هم آشیونه
بانوی آسمان هفتم
دیوونه
هیچکس
همدلی از هم زبونی بهتره
آفتاب مهر
GHARTAL
سینمای پارسی
خوابگرد گندمزار
پسرهاي باهوش
پرستوي مهاجر