دوستی حادثه است و جدایی قانون ... بیایید ما و شما .. حادثه آفرینان و قانون شکنان باشیم . <* ستاره های آسمان *>

 
* ستاره های آسمان *
 
 

 

....و آن گاه آفتابگردانی از گوشه ای طلوع کرد و به میان کار های ما سرک کشید.و ما هیچ ندانستیم آمدنش از کدامین سو بود . می دیدمش که هر روز از سحر گاهان یک جا می نشیند ٬و بالا آمدن خورشید را نظاره می کند٬ و تا شامگاهان٬ هم چنان روی بر او نگاه می دارد و با او می گردد.آن گاه تازه دانستیم چرا به او می گویند:( آفتابگردان) !

و از آن جایی که خورشید در ارسطوها نماد (حقیقت)  بود ٬ آفتابگردان را نکو داشتیم ٬ و خواستیم تا با ما بماند و نشان ما باشد ؛ نه به آن نشان که خود را حقیقت بپنداریم ٬ و نه حتی به آن توهم که روی خود را به سوی حقیقت بدانیم ؛ بلکه تنها به نشان آرزویی که در سویدای قلبمان روییدن گرفته بود ٬ که :( ای کاش می توانستیم آن گونه باشیم.)

و اگر غیر از این بود او هرگز نمی پذیرفت!

سنا

لینک نوشته

 

چه خوش است در فراقي همه عمر صبر كردن

به اميد آنكه روزي به كف اوفتد وصالي ...

براي كنسرت استاد شجريان ،

                      نه توانستم قلم بدست گيرم و نه توانستم

                      كلمه ها را كنار هم قرار دهم .

                      دستان و قلمم از توصيفش قاصر است !

                      حضور در برابر كسي كه سال ها با صدايش ايام 

                     تلخ و شيرين زندگي را گذراندم ، چنان باشكوه بود كه شايد

                     اشكانم در اولين لحظه ي ديدارشان ، گوياي زيبايي آن بهترين

                      نواي ملكوتي باشد ...

هانيه*

لینک نوشته

 
کلک خیال انگیز
آستان جانان
استاد شجریان
هزار دستان
شجر
اشک مهتاب
همايون شجريان
نواي سياوش
ايثار
تنفس صبح
آسمون آبی خدا
كوچه هاي دل
جام دل
مسافر كوي دوست
کلویورت17
دوست من
خرابات
روز مرگيهاي من
و خدايي كه در اين نزديكي است
آسماني
تزكيه روح
دختر ایران زمین
عشق را بنیاد بر ناکامی است
گره کور
درنای مهاجر
شب های پر ستاره
شب نیلوفری
مرکز فرهنگی شهید آوینی
خاطراتچی
من متولد ماه مهرم
جناب کارگردان
دریچه ای به سوی ملکوت
شمیم ظهور
در اوج تنهایی
علی ولی الله
عشق است خداوند
ترانسفورماتور
بانوی آسمان
بی برگ
حاج حمید
انسان تنها
هم آشیونه
بانوی آسمان هفتم
دیوونه
هیچکس
همدلی از هم زبونی بهتره
آفتاب مهر
GHARTAL
سینمای پارسی
خوابگرد گندمزار
پسرهاي باهوش
پرستوي مهاجر