دوستی حادثه است و جدایی قانون ... بیایید ما و شما .. حادثه آفرینان و قانون شکنان باشیم . قطعه ناتمام - <* ستاره های آسمان *>

 
* ستاره های آسمان *
 
 

قطعه ناتمام

مرد بر لبه پرتگاهي راه ميرفت. پايش لغزيد و داشت سقوط ميكرد.


ناگهان با دستانش شاخه كوچـك گياهي را گرفت اما خيلي زود فهميد كه

 آن شاخه آنقدر كوچك است كه نميتواند او را نگهدارد.

 پس سرش را بالا گرفت و فرياد زد : " كسي آن بالا نيست؟"



كسي گفت: " من هستم."
 



مرد گفت: " تو كي هستي."



او گفت: " من خدا هستم."



مرد گفت: "خدايا نجاتم بده من دارم سقوط ميكنم."



خدا گفت: " آيا به من اعتماد داري؟

"
مرد گفت: " بله "


خداوند گفت: " پس آن شاخه درخت را رها كن."


مرد كمي سكوت كرد و فرياد زد: " كَس ديگري آنجا نيست؟ ؟ ؟ "

 

 

* هانيه *

لینک نوشته

 
کلک خیال انگیز
آستان جانان
استاد شجریان
هزار دستان
شجر
اشک مهتاب
همايون شجريان
نواي سياوش
ايثار
تنفس صبح
آسمون آبی خدا
كوچه هاي دل
جام دل
مسافر كوي دوست
کلویورت17
دوست من
خرابات
روز مرگيهاي من
و خدايي كه در اين نزديكي است
آسماني
تزكيه روح
دختر ایران زمین
عشق را بنیاد بر ناکامی است
گره کور
درنای مهاجر
شب های پر ستاره
شب نیلوفری
مرکز فرهنگی شهید آوینی
خاطراتچی
من متولد ماه مهرم
جناب کارگردان
دریچه ای به سوی ملکوت
شمیم ظهور
در اوج تنهایی
علی ولی الله
عشق است خداوند
ترانسفورماتور
بانوی آسمان
بی برگ
حاج حمید
انسان تنها
هم آشیونه
بانوی آسمان هفتم
دیوونه
هیچکس
همدلی از هم زبونی بهتره
آفتاب مهر
GHARTAL
سینمای پارسی
خوابگرد گندمزار
پسرهاي باهوش
پرستوي مهاجر