دوستی حادثه است و جدایی قانون ... بیایید ما و شما .. حادثه آفرینان و قانون شکنان باشیم . هويت از دست رفته - <* ستاره های آسمان *>

 
* ستاره های آسمان *
 
 

هويت از دست رفته

در اين چند روز باقي مانده از تابستان مدام به اين فكر مي كنم كه با شروع سال تحصيلي دوباره بايد

موسيقي و سه تار و همه چيز را كنار گذاشت و با سر فرو رفت توي كتب درسي ! وقتي تنها شرط نواختن سه تار – بلند بودن ناخن انگشت سبابه –  با هزار دليل و مدرك براي مدرسه قابل قبول نيست چه مي شود كرد ؟ هرچه بگوييم كار ما جدي است و به هيچ وجه بهانه نمي آوريم ، سودي ندارد . مدرسه اي كه عالمش با اين بحث ها كاملا بيگانه است ، ديگر ...

بعضي مواقع با خود مي انديشم چرا من بايد ميان دوستانم تنها باشم ؟ چرا فقط من بايد به موسيقي اصيل علاقه مند باشم ؟

 مگر موسيقي اصيل ايراني جزئي از فرهنگ و هنرمان نيست ؟ چرا نسل امروز حتي نبايد نام استاد شجريان را بشناسدو در مقابل اسامي تمام خوانندگان امريكايي را از بر باشد ؟ چرا سيل جمعيت بايد روانه اركسترهاي غربي شوند؟ چرا مي خواهيم به خود بقبولانيم كه از يك اركستر غربي بيش از كنسرت موسيقي ايراني لذت مي بريم ؟

چرا ذائقه مان را خراب كرده ايم ؟!

 چطور زماني كه از تاريخ كشورمان مي پرسند با غرور از داريوش و كورش سخن مي گوييم ، اما وقتي پاي موسيقي به ميان مي آيد حرفي براي گفتن نداريم ؟ چطور معتقديم بايد بهترين كتاب ها را خواند و بهترين فيلم ها را ديد ، اما هر آهنگي كه دستمان رسيد و شاد بود را گوش مي دهيم ؟ اصلا من با همين حرف كه موسيقي ايراني غمگين است مشكل دارم . تمام اين نظرات ناشي از نداشتن شناخت است و مشكل بزرگ تر اينجاست كه جوان هاي امروزي اصلا حوصله كسب شناخت را ندارند ! علت ديگر هم ترويج غلط موسيقي ايراني از تلويزيون است .

 وقتي برنامه هاي موسيقي نيمه هاي شب يا ساعات كم بيننده پخش مي شوند مشخص است كه جوان تار را با گيتار و ني را با فلوت اشتباه مي گيرد . نسل امروز ما از هويت اصلي اش فراري است ! نمي خواهد حقيقت را بداند و ذهنش را پاك سازي كند . وقتي خواننده ای مانند محسن . ن مي شود پديده ي موسيقي عمق وخامت اوضاع مشخص است !

گاهي دوستان به من مي گفتند تو كه خارج از كشور بوده اي بايد آهنگ هاي آنجا را بشناسي . و من جدا نمي دانستم چه جوابي بدهم ! من كه در نه سالگي در خيال شجريان را گوش مي دادم و لطافت موسيقي ايراني را در وجودم حس مي كردم چطور مي توانستم به موسيقي اي كه اصلا موسيقي نبود علاقه مند شوم ؟

چه مي دانم . به قول سايه من چه گويم كه غريب است دلم در وطنم ...

هانیه

 

لینک نوشته

 
کلک خیال انگیز
آستان جانان
استاد شجریان
هزار دستان
شجر
اشک مهتاب
همايون شجريان
نواي سياوش
ايثار
تنفس صبح
آسمون آبی خدا
كوچه هاي دل
جام دل
مسافر كوي دوست
کلویورت17
دوست من
خرابات
روز مرگيهاي من
و خدايي كه در اين نزديكي است
آسماني
تزكيه روح
دختر ایران زمین
عشق را بنیاد بر ناکامی است
گره کور
درنای مهاجر
شب های پر ستاره
شب نیلوفری
مرکز فرهنگی شهید آوینی
خاطراتچی
من متولد ماه مهرم
جناب کارگردان
دریچه ای به سوی ملکوت
شمیم ظهور
در اوج تنهایی
علی ولی الله
عشق است خداوند
ترانسفورماتور
بانوی آسمان
بی برگ
حاج حمید
انسان تنها
هم آشیونه
بانوی آسمان هفتم
دیوونه
هیچکس
همدلی از هم زبونی بهتره
آفتاب مهر
GHARTAL
سینمای پارسی
خوابگرد گندمزار
پسرهاي باهوش
پرستوي مهاجر