دست نوشته* ف ، مثل فلسطين

روزها از پي هم مي گذشت . همه ، چه خواسته و چه ناخواسته غرق شده بوديم در جام جهاني .

به هم كه مي رسيديم ، مدام از بازي هاي مختلف جام سخن مي گفتيم و با چه شور و شوقي سر

بازي ها شرط مي بستيم . اگر مي باختيم ، گريه مي كرديم و اگر پيروزي نصيبمان مي شد ، 

ديگر خودمان نبوديم و هرگونه داد و فرياد و بالا - پايين پريدن را عادي مي ديدم .

دنيا برايمان تيره و تار مي شد وقتي بكام را روي نيمكت ذخيره ها مي نشاندند ... دست و پايمان

مي لرزيد وقتي يك بازيكن برزيلي را با برنكارد به خارج از زمين مي بردند و با غم و اندوه بدرقه مي

كرديم بازيكناني را كه آخرين بازي هايشان را مي كردند . انگار همه جسم و جانمان در خدمت

جام جهاني شده بود !

اما ، كمي آن طرف تر بودند مردماني كه همزمان با فريادهاي شادي

ما ، فرياد مظلوميت سر مي دادند و اين گوش هاي هميشه بسته ما ، صدايشان را نمي شنيد .

زجه مي زدند ، گريه مي كردند ، شهيد مي دادند و با چشمان هماره نمناكشان براي آخرين بار بوسه

بر پيشاني عزيزانشان مي زدند و راهي بهشت مي كردندشان .

براي تيم منتخب جام فشفشه و كاغذهاي رنگي هوا مي كردند و براي فلسطيني ها بمب و موشك و

خمپاره . و آن زمان من و تو و يك دنيا محو و مبهوت اين همه زيبايي شده بوديم .

حال شانزده روز از تمام آن اتفاقات مي گذرد .

فلسطين همان فلسطين است . مردمانش همان مردماني اند كه ديگر خو گرفته اند با آتش و دود و

خرابي و روحيه مردم ، به همان شجاعت و صلابت خود باقي است .

آنها ، يك ماه دنيا را فريب دادند تا هرچه مي خواهند بكنند ، هرچه قدر كه جا دارد خانه خراب كنند و

هرچه قدر دستان كثيفشان مي توانند ، مردم  را بكشند . آنها فكر مي كردند مي توانند با زور

پيروز شوند كه صد البته ، گمان پوچي بود .

فلسطين اين روزها تنها با قدرت ايمان خود مبارزه مي كند.

در قلب آنها عشق به خدايي جاري است كه اين همه سال نيز همراهشان بود است .

خدايي كه در قلب هاي سياه آنان هيچ جايي ندارد ..

*هانيه

 

          

/ 27 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فراری

اره..قشنگ بود..ولی چرا اينقدر دير به دير اپ ميکنين...؟ يه سر هم بياين پيش ما..

سيمين

هانيه خانوم گل ... سنا خانوم عزيز ... ممنون از نظرات قشنگتون!

مسافر کوی دوست

سلام نميدونم چرا جديدا اينقدر زود زود دلم براتون تنگ ميشه ... شاید به خاطر اینکه خيلی وقت بود ازتون بی خبر بودم و حالا که برگشتين زيادی ذوق زده شدم!

ريحانه

سيزده رجب تولد زمزم زلال عترت است ميلاد فرخنده گوهر ولايت در صدف كعبه است تولدي كه چشمه عبوديت را در جانهاي خفته جوشان مي كند و نورش مشعل فروزان راه رسالت نبي اكرم (ص) است سيزده رجب آينه حق نما در طليعه خط ولايت است . عشق او آينه دل را صفا و جلا مي دهد و ولاي او مرز قبولي طاعات بندگان است امروز زنده ام به ولاي تو يا علي.التماس دعا

آفتاب مهر

بسم رب المهدی (عج)... / کدام مولود، چون علی علیه السلام در کعبه چشم به جهان گشوده است؟ کدام میلاد، چون سیزده رجب، گوهری در صدف هستی به جهان داده است؟ کدام مادر، چون علی علیه السلام زاده است؟ سیزده رجب میلاد فرخنده‌ی گوهر ولایت در صدف کعبه است./ با سلام، فرارسیدن سالروز ولادت با سعادت امیر المومنین حضرت علی علیه السلام را به پیشگاه حضرت مهدی (عج) و شما خواهران گرامی و منتظر تبریک می‌گوییم. التماس دعا در لحظات ناب اعتکاف... به روزیم و منتظر... /در انتظار ظهور آفتاب مهر/

ايمان

سلام گرمی به آفتاب سوزان (نويسنده راه شب) نظر من به شما دوست عزيز و کمی گرامی اين است که : ۱ـ مطالب خوبی ارائه شده اما چرا درباره فوتبال ۲ـ غلط املايی را برطرف کنيد اميدوارم زندگی خوبی را داشته باشيد

narges

دير به دير می نويسين ولی يه بار که می نويسين جبران تاخيرش رو ميکنه....منم رو هم که مثل اينکه فراموش کردين..؟...موفق باشيد.

سعيد

سلام به هانيه و سنا جان من يک گرافيست هستم اگر خواستی ميتوانم در زمينه کارهای گرافيکی فی سبيل الله برايت کار کنم