چه خوش است در فراقي همه عمر صبر كردن

به اميد آنكه روزي به كف اوفتد وصالي ...

shajarian-300.jpg

براي كنسرت استاد شجريان ،

                      نه توانستم قلم بدست گيرم و نه توانستم

                      كلمه ها را كنار هم قرار دهم .

                      دستان و قلمم از توصيفش قاصر است !

                      حضور در برابر كسي كه سال ها با صدايش ايام 

                     تلخ و شيرين زندگي را گذراندم ، چنان باشكوه بود كه شايد

                     اشكانم در اولين لحظه ي ديدارشان ، گوياي زيبايي آن بهترين

                      نواي ملكوتي باشد ...

هانيه*

/ 10 نظر / 5 بازدید
محمد

سلام دوست گلم وبلاگ خوب و زیبایی دارین امیدوارم روز به روز موفق تر باشین خوشحال میشم به منم سر بزنین مطمئن باشین که پشیمون نمیشین اگر مایل بودی با هم تبادل لینک کنیم منو لینک کن و به من بگو تا منم این کارو انجام بدم باییییییی این گلهای زیبا تقدیم به نازنینی مثل تو

mahsan

baba khili ghashang bod ma kamo ovordim azizam

شجر

با سلام به شما دوست عزيز اين مطلب را برای برادر بزرگوارتان احمد می نويسم که نسبت به من و مطالبم لطف داشتند: در حال حاضر من به استاد بودن لطفی هيچگونه شکی ندارم ولی بايد اين را دانست که سرعت پيشرفت همه چيز حتی سنت هم بسيار بالا رفته است حال سوال اينجاست که مگر سنت هم پيشرفت می کند؟ جواب بله است زيرا عموما سنت در قالب هنر است که نمود پيدا می کند در اغلب هنر ها ما از يک قرن پيش تاکنون در کشور پيشرفت چشمگيری داشته ايم که شاهد آن اساتيد فرشچيان اميرخانی امين تارخ و عزت الله انتظامی مرتضی ممیز حسين عليزاده محمدرضا شجريان و صدها استاد ديگر هستند که با در نظر گرفتن احترام برای گذشتگان چنان هنر را در کشور ما به پيشرفت متعالی رساندند که همگان بر اين نکته تاکيد دارند که پس از اتمام دوره اين اساتيد ما با يک دوره گذار و راکد ماندن هنر در کشور مواجهيم که شايد اين دوره به درازا بکشد. بحث من اينجاست که استاد لطفی که در تکنوازی تار و سه تار شهره خاص و عام هستند آيا پس از سال ۱۳۶۰ تا الان تغييری در شيوه نوازندگی ايشان به وجود آمده طوری که يثک شيوه جديد در نوازندگی ما محسوب شود؟

شجر

ادامه مگر نه اينکه شجريان هم زمانی مانند طاهرزاده می خواند و زمانی مانند تاج و زمانی مانند بنان اما الان در آواز سنتی چندين سبک را به وجود آورده و گواه آن شعرهای سبک نيمايی است که شجريان به آواز و تصنيف در آورده است و در کنار آن نبايد هنرنمايی های حسين عليزاده را نيز ناديده گرفت. اما لطفی چه! هنوز در همان به ياد عارف و چهره به چهره و سپيده دست و پا می زند حقيقتا مشکاتيان راست گفت که ديگر بعد از آن ابوعطا معرکه ای که با شجريان داد(عشق داند) ديگر لطفی پيشرفت نکرد که نکرد. واقعا می شود دليل تمامی اين مشکلات را قهر بچگانه لطفی از وطن دانست که او را ۲ دهه از ايران و مردمش و ذائقه ايرانی دور کرد و لطفی را در همان دهه ۶۰ گذاشت. فعلا تا همين اندازه توضيح را کافی می دانم

خامه (تنفس صبح)

سلام هانيه عزيز...خوبي؟ الان دو روزه ميخوام بيام وبلاگت نميشه...آخر سر يادم افتاد دات كام بايد بشه دات اي ار..... تبريك ميگم كه لحظه شيرين در مقابل شجريان بودنو تجريه كردي.....اگه تا يه ماه پيش بود دركت نميكردم...ولي الان ميفهمم.....كنسرت موسيقي سنتي براي خودش صفايي داره....بخصوص براي تو كه عاشقشي. منم بعد مدتها به روز شدم...سربزني خوشحال ميشم ... يا حق

محب ولايت

الا و من احب عليا اعطاه الله كتابه بيمينه الا و من احب عليا اظله الله في ظل عرشه الا و من احب عليا اثبت الله الحكمه في قلبه الا و من احب عليا رفع الله على راسه تاج الكرامه

جناب کارگردان

سلام بر هانيه گرامی . خيلی از محبت و سرزدنهای مکررت متشکرو شرمندم . يواش يواش دوباره دارم جون ميگيرم ! و انشالا در اولين فرصت دوباره در جمع گرم شما و سایر دوستان وبلاگی جاميگيرم . بازم از محبتت شرمندم

سيد مجتبا

هو سلام یادش به خیر به قديم تر ها که پست های بيشتر و دل نوشته های با حالی می گذاشتی خوش به حالت من بلیت گیر نیاوردم پست جدید بگذار ( البته دل نوشته ) دلم برای پست های قدیمی ترت تنگ شده یا علی مدد

سارا

سلام هانيه جون فقط دلم ميخواد يه شعر که خودم عاشقشم رو برات بنويسم به سراغ من اگر می آييد نرم و آهسته بياييد مبادا که ترک بردارد چينی نازک تنهايی من خوش باشی